فهرست مطالب
بعد از افزایش قیمت ۱۵۰ میلیون تومانی کوییک و سهند در یک روز، بازار خودروی ایران بار دیگر نشان داد که طولانیشدن زمان انتظار خرید خودرو چندان عجیب نیست؛ فقط یک تغییر قیمت توسط خودروساز کافی است. تا همین چند روز پیش اگر کسی با حقوق پایه ۱۵ میلیون تومان به فکر خرید کوییک بود، باید حدود ۳۰ ماه تمام، بدون هیچ هزینهکرد دیگری پسانداز میکرد تا به قیمت خودرو برسد. حالا سایپا با یک گرانی حدود ۱۵۰ میلیون تومانی در یک شب، این زمان را به ۴۰ ماه رسانده است؛ یعنی بیش از سه سال زندگی در حالت «تعلیق خودرویی».
رویای خودرودار شدن؛ از نیاز تا کالای دور از دسترس
این جهش قیمت فقط یک عدد خشک و خالی نیست؛ مستقیما به معنای عقبرفتن رویای خودرودار شدن برای هزاران خانواده است. در شرایطی که هزینه مسکن، خوراک و آموزش روزبهروز سنگینتر میشود، خودرو برای بخش زیادی از جامعه نه کالای لوکس، که ابزار ضروری رفتوآمد و کار است. وقتی فاصله بین حقوق و قیمت خودرو اینطور ناگهانی بیشتر میشود، پیام روشن است: حتی اگر با تمام توان کار کنید و هیچ خرج اضافهای نداشته باشید، باز هم هر روز از ماشینِ مورد نظرتان دورتر میشوید.
۱۵۰ میلیون تومان؛ عددی که فقط «قیمت» نیست
افزایش ۱۵۰ میلیون تومانی در عمل یعنی اضافه شدن معادلِ بیش از ۱۰ ماه حقوق پایه به قیمت یک خودروی اقتصادی. این تصمیم بدون هیچ تغییر جدی در کیفیت، امکانات یا خدمات پس از فروش، بهخوبی نشان میدهد که سازوکار قیمتگذاری در صنعت خودرو بیشتر از آنکه به منطق اقتصادی شفاف نزدیک باشد، به نوعی تصمیمگیری پشت درهای بسته شباهت دارد؛ تصمیمی که هزینه آن را مصرفکننده نهایی میپردازد، نه خودروساز.
بیاعتمادی و ناامنی روانی در بازار خودرو
از زاویهای دیگر، این اتفاق نشانه تشدید «بیاعتمادی» در بازار نیز هست. خریدار وقتی میبیند در عرض یک شب، خودرویی که دنبال آن بوده ناگهان دهها میلیون تومان گرانتر میشود، طبیعی است که احساس ناامنی کند. این ناامنی، افراد را به سمت رفتارهای هیجانی مثل خرید عجولانه، هجوم به بازارهای موازی یا برعکس، قید خرید را زدن و عقبنشینی کامل از بازار سوق میدهد؛ هر دو حالت، برای اقتصاد واقعی زیانبار است.
شکاف بین شعار حمایت از مصرفکننده و واقعیت بازار
از منظر سیاستگذاری، چنین جهشهایی نشان میدهد که شعار «حمایت از مصرفکننده» بیشتر روی کاغذ باقی مانده است. وقتی هیچ توضیح قانعکنندهای درباره علت افزایش قیمت ارائه نمیشود، یا اگر هم توضیحی هست از جنس کلیگویی و تکرار واژههایی مثل «افزایش هزینه تولید» است، طبیعی است که مردم این پیام را دریافت کنند: برنامهای جدی برای نزدیک کردن حقوق و قدرت خرید با قیمت خودرو وجود ندارد.
پروژه فرساینده خودرودار شدن
در نهایت، داستان قیمت کوییک فقط یک نمونه است؛ نمادی از روندی که سالهاست ادامه دارد و هر بار بخشی از جامعه را از دایره امکان خرید خودرو بیرون میگذارد. افزایش زمان انتظار از ۳۰ به ۴۰ ماه، در ظاهر فقط یک عدد است، اما در واقع بیانگر ۱۰ ماه بیشتر کار کردن، صرفنظر کردن از تفریح، سفر و حتی برخی نیازهای ضروری است. این یعنی خودرودار شدن، برای بسیاری از خانوارها، نه یک هدف معمولی، که به پروژهای طولانیمدت و فرساینده تبدیل شده است؛ پروژهای که ممکن است با یک تصمیم شبانه دیگر، باز هم عقبتر برود.
نویسنده: میلاد قزللو



